السيد محمد حسين الطهراني
16
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى)
كند . حتى از كيفيّت برداشتن شمشير و تير و حركت دادن لشكر در بعضى از همين تواريخ مطالبى ديده مىشود كه موجب تعجّب إنسان ميگردد ، كه تا چه حدّ رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم حتّى نسبت به اسبى كه او را براى جهاد مىبردند إبراز إحساسات مىنمودند . روى آن اسب دست مىكشيد ، دستمال مىماليد ، پيراهن خودش را مىانداخت ، با رِداى خود خاك را از روى آن اسب مىگرفت ؛ گويا با اسب گفتگو مىكرد ( آن اسبى كه بر آن سوار مىشدند و با آن مىجنگيدند . رسول خدا از شيهه اسب مجاهد حظّ مىبرند واقِدىّ در « مَغازى » نقل مىكند : رسول خدا كه به جنگ تبوك رفته بودند ، أَهْدَى رَجُلٌ مِنْ قُضاعَةَ إلَى النَّبىِّ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ ( وَ ءَالِهِ ) وَ سَلَّمَ فَرَسًا « در بين راه يكى از مردم قضاعه اسبى را به رسول خدا هديه كرد » فَأَعطاهُ رَجُلًا مِنَ الانْصَارِ وَ أمَرَهُ أنْ يَرْبِطَهُ حِيالَهُ ، اسْتِئْناسًا بِصَهيلِهِ . « حضرت آن اسب را به يكى از أنصار بخشيدند و گفتند : اين اسب مال تو ، و ليكن هميشه او را نزديك ما ببند كه صداى شيههاش را بشنويم ؛ ما از صداى شيههء اسب خيلى خوشمان مىآيد و با صداى شيههء اسب مأنوسيم . » فَلَمْ يَزلْ كَذَلِكَ حَتَّى قَدِمَ رَسولُ اللَهِ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ ( وَ ءَالِهِ ) وَ سَلَّمَ الْمَدينَةَ ، فَفَقَدَ صَهيلَ الْفَرَسِ فَسَأَلَ عَنْهُ صاحِبَهُ ، فَقالَ : خَصَيْتُهُ يَا رَسولَ اللَهِ . « اين مرد پيوسته در راه ، آن اسب را نزديك إقامتگاه پيغمبر مىبست و آن اسب هم دائماً شيهه مىكشيد ، تا اينكه وارد مدينه شدند و ديگر صداى صهيل اسب به گوش پيغمبر نرسيد ؛ پيغمبر از صاحبش سؤال كردند : چرا اين اسب صدا نمىكند ؟ ! گفت : خَصَيْتُهُ يا رَسولَ اللَهِ ! من أختهاش كردم . » رسول خدا هيچ تعرّضى به او ننمودند و ليكن از مطالبى كه در پاسخ فرمودند معلوم مىشود كه چقدر آنحضرت ناراحت شدند ! ( ميخواهند بگويند : من به تو اسب دادم ، اسب نر ، كه دائماً شيهه بكشد و صدا كند و صدايش بيابان و دشت را پر كند ؛ صداى صهيل و شيههء اسبان تازى با مردان غازى در ميدان كارزار دل كفّار و